زنگ خطر صفرشدن نرخ رشد جمعیت

نویسنده : صالح قاسمی دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت
 30 اردیبهشت 1398 ساعت 09:56  |  70  بازدید
زنگ خطر صفرشدن نرخ رشد جمعیت

شاخص‌های جمعیت شناختی بیانگر روند تغییرات و تحولات جمعیتی یک کشور هستند، چنان که نرخ رشد جمعیت یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در آن عرصه به شمار می‌آید و براساس آن می‌توان تحولات جمعیتی را نسبت به گذشته، حال و آینده مورد بررسی قرار داد.



 آخرین سرشماری کشور در سال 1395 انجام گرفت، بنابراین از سال 65 تا 95 می‌توان سه دهه تحولات جمعیتی را مورد بررسی قرار داد. بررسی این تحولات حکایت از آن دارد که نرخ رشد جمعیت از 3.9 درصد در سال 65 به 1.24 در سال 95 کاهش یافته است. به بیان دیگر نرخ رشد جمعیت به کمتر از یک سوم تقلیل یافته است. این کاهش نرخ رشد جمعیت بیانگر آن است که قطعا در دو دهه آینده یعنی پیرامون سال 1420 بلکه زودتر با نرخ رشد جمعیت منفی یا صفر مواجه می‌شویم.

از این رو تداوم روند فعلی هشدار و زنگ خطری در زمینه صفر شدن نرخ رشد جمعیت کشور است. عمق این بحران زمانی ملموس خواهد بود که دو شاخص جمعیت شناسی دیگر یعنی «نرخ باروری» و «سالمندی» را نیز در کنار نرخ «رشد جمعیت» مورد توجه قرار دهیم. براین اساس، نرخ باروری به معنای میانگین تعداد فرزندان یک زن است که در طول دوره بارداری خویش به دنیا می‌آورد. این نرخ باروری در سال 65 حدود 6.5 فرزند به ازای هر زن بوده که در سال 95 این رقم به 1.8 فرزند به ازای هر زن کاهش یافته است.

 این روند نشان دهنده آن است که جمعیت ما تا دو دهه آینده ثابت نخواهد ماند، چرا که به ازای پدر و مادر کمتر از دو فرزند جایگزین می‌شوند. شاخص دیگر نرخ سالمندی است که با تداوم این شرایط ما به سمت کاهش نرخ باروری و کاهش نرخ رشد جمعیت، به سمت سالمندی قطعی جمعیت حرکت خواهیم کرد، چنان که تا دو دهه آینده بیش از 20 درصد جمعیت کشور بالای 60 سال خواهند بود و تا سه دهه آینده یعنی حدود سال‌های 1429 این نسبت از 30درصد هم عبور خواهد کرد. در واقع نرخ رشد، نرخ باروری و نرخ سالمندی بیانگر آن است که طی دو دهه آینده روند کاهش جمعیت و تا سه دهه آینده سونامی سالمندی را در کشور تجربه خواهیم کرد.

 با توجه به تفاسیر فوق باید بیان کرد که متاسفانه تحولات جمعیتی، وضعیت اقتصادی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد، بنابراین مطرح شدن افزایش سن بازنشستگی از سوی برخی از صاحبنظران بیانگر نداشتن برخورد صحیح و پاک کردن صورت مسئله است. در حقیقت بسیاری از اقتصاددانان نوبلیست بر این باورند که جمعیت موتور محرکه رشد اقتصادی در تمام دنیاست. در واقع زمانی غرب توسعه صنعتی و پیشرفت اقتصادی را به دست آورد که در پنجره جمعیتی بود و اکثریت جمعیت آن جوان بودند. هم اکنون به دلیل بروز و ظهور پدیده سالمندی، نشانه‌های رکود و بحران‌های اقتصادی را در غرب شاهد هستیم.

 ژاپن یکی از نمونه‌های بارز این کشورهاست. هر چند که بهره وری نیروی انسانی و نظم و انضباط اجتماعی در این کشور در حد اعلی است و در برهه‌ای این کشور به دلیل داشتن جمعیت فعال و پویا و پیشرفت فناوری، مرزهای رشد اقتصادی را در دنیا ثبت کرد اما از آن جا که این کشور ساختار جمعیتی خویش را مدیریت نکرد، با مشکلات بسیاری مواجه شد. حال با توجه به این که کشور ما تا سال 1415 در پنجره جمعیتی قرار دارد و اکثریت جمعیت بین سنین 15 تا 64 سال(سن کار) قرار دارند، باید از این فرصت برای جهش اقتصادی و صنعتی استفاده کرد اما اگر این فرصت از دست برود به طور قطع متضرر خواهیم شد.

متاسفانه به رغم آن که بیش از چهار سال از ابلاغ رسمی سیاست‌های کلی جمعیتی گذشته اما طی این مدت دولت اقدامی برای حمایت از فرزندآوری انجام نداده است. از سوی دیگر حدود پنج سال از طرح جامع «جمعیت و تعالی خانواده» در مجلس می‌گذرد که شوربختانه این طرح نیز به نتیجه نرسیده است.

در مجموع باید بیان کرد که سیاست‌های کلی جمعیت در وهله نخست ناظر بر سیاست گذاران و دولتمردان است نه مردم. اگر امروز به منظور حمایت از خانواده و فرزندآوری هزینه‌ای صرف نشود، قطعا در دهه‌های آینده باید در این خصوص صدها برابر هزینه کرد. از سویی شاهدیم که تک فرزندی یا بی فرزندی به یک فرهنگ مدرن تبدیل شده و مورد استقبال بسیاری از زوج‌های جوان قرار گرفته است. حال فارغ از آن که دولت بتواند به وظایف خویش عمل کند یا نه،  خانواده‌ها باید به آینده خویش و فرزندان شان فکر کنند و سخن آخر آن که افزایش نرخ جمعیت مستلزم تمهید سیاست‌های فرهنگی منسجم است تا در سایه آن نگرش خانواده‌ها درباره افزایش فرزند و نیز میل به فرزندآوری اصلاح شود.


  افزودن نظر

آخرین تصاویر

آخرین ویدئوها

آخرین یادداشتها