لزوم تدوین سیاست های کلان برای حمایت از کارآفرینی زنان

نویسنده : زهرا نقوی عضو هیئت‌مدیره انجمن زنان کارآفرین
 03 اردیبهشت 1398 ساعت 09:40  |  23  بازدید
لزوم تدوین سیاست های کلان برای حمایت از کارآفرینی زنان

در جامعه امروز، زنان نقش مهم و در حال گسترشی در زمینه کسب و کار دارند و یکی از مهم‌ترین معیارها برای سنجش درجه‌ توسعه‌یافتگی یک کشور، میزان اعتبار و مشارکتی است که زنان در امور مختلف آن دارند.



 نقش زنان در توسعه، به طور مستقیم به هدف توسعه‌ اجتماعی و اقتصادی بستگی دارد و از این‌رو در تحول همه جوامع انسانی، عاملی بنیادی محسوب می شود. اما در این میان، حضور زنان در عرصه های اقتصادی و کارآفرینی، می تواند به توسعه اقتصادی و ارتقای بنیه رفاهی خانواده بینجامد. به همین استناد است که کارشناسان تاکید می کنند موفقیت زنان کارآفرین در جوامع نه ‌تنها سبب سودهای اقتصادی می‌شود، بلکه منافع اجتماعی و فرهنگی را نیز در بر می گیرد.

در شرایط فعلی فراهم ساختن بستری برای افزایش ضریب مشارکت اقتصادی زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور، به توسعه منابع و ظرفیت های ملی کمک شایانی می کند.آمارها حاکی از آن است که نرخ بیکاری زنان تحصیل کرده در سال های اخیر، مرتب در حال افزایش بوده است. به رغم آن که بیش از 50 درصد ظرفیت دانشگاه ها را زنان به خود اختصاص داده اند اما متاسفانه نبود تناسب میان بازار کار و نظام آموزشی از یک سو و کمبود شغل و مهیا نبودن امکانات لازم برای پرورش ایده های خلاق از سوی دیگر، زمینه را برای استفاده مناسب از این ظرفیت عظیم فراهم نساخته است. از این رو تشویق و اشاعه فرهنگ کارآفرینی ساز و کاری است که می تواند ظرفیت های جدیدی را پیش روی زنان تحصیل کرده دانشگاهی قرار دهد.

به طور کلی موانع پیش روی کارآفرینی زنان را می توان به عوامل فرهنگی_ اجتماعی (خانواده، نظام تعلیم و تربیت، باورهای نادرست سنتی، مناسبات حاکم بر شرکت ها)، موانع مالی، موانع قانونی و موانع فردی تقسیم کرد. با این حال به صراحت می توان اذعان کرد که اغلب چالش‌های زنان کارآفرین در کشورمان در مسائل فرهنگی، باورها و ذهنیت جامعه ریشه دارد که باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد. همچنین بخشی از موانع کارآفرینی این قشر در نبود ظرفیت سازی و توانمندسازی آنان نهفته است. از این رو تقویت مهارت های خلاقیت، نوآوری، رهبری، یادگیری، ریسک پذیری، خودباوری، تصمیم گیری، آموزش کار گروهی، مدیریت زمان، مدیریت ریسک، شیوه بازاریابی، تامین منابع مالی و استانداردسازی از دیگر مباحثی است که می تواند به حل معضل کمک کند.

بنابراین دسترسی برابر به آموزش برای همه و به ویژه دختران و زنان، از اولویت زیربنایی برخوردار است. با توجه به تفاسیر فوق، در روند توسعه نمی توان به آموزش بی توجه بود و نیمی از جمعیت جامعه یعنی زنان را نادیده گرفت؛ بی توجهی به این نیمه سبب رشد ناموزون جامعه می شود که خود چالش های متعددی را در پی خواهد داشت.

 نکته قابل توجه دیگر آن است که وزارتخانه ها و نهادهای دولتی مربوط نیز حمایت های محدودی از خود اشتغالی و کارآفرینی زنان دارند و گاه به صورت مقطعی و در جریان ها یا مناسبت های خاص، تنها به جمع آوری بانک اطلاعاتی اکتفا می کنند و خروجی ملموسی به نفع این بخش ایجاد نمی کنند. علاوه بر این، رفع یا کاهش تبعیض های جنسیتی و پذیرش هر چه بیشتر زنان در صحنه اقتصادی و اجتماعی، ایجاد تسهیلات لازم برای دسترسی زنان به امکانات، کسب دانش و مهارت های مدرن فنی و مدیریتی، معرفی الگوهای موفق زنان در اجتماع، بالا بردن سطح دسترسی زنان به منابع، شناسایی فرصت های شغلی و انجام حمایت ها در این زمینه و کاهش بوروکراسی های اداری و... ضروری است.

طرح و اصلاح قوانین به منظور برخورداری برابر زنان و مردان از امکانات، سرمایه گذاری در برنامه ریزی برای توانمندسازی زنان، دستیابی به صلاحیت علمی و عملی و ایجاد قدرت رهبری میان زنان و معرفی زنان نمونه به منظور ایجاد انگیزه و رقابت سالم میان آن ها و به وجود آمدن نگرش مثبت درباره حضور زنان در عرصه فعالیت های اقتصادی از دیگر راهکارهایی است که باید مورد توجه مسئولان ذی ربط قرار گیرد.

انتظار می روددستگاه ها وسازمان های ذی ربط با پرهیز از هر گونه موازی کاری، بستر تعامل و همکاری را فراهم کنند. به طور مثال؛پژوهش های مجلس شورای اسلامی نیز می تواند از طریق داده ها و اطلاعات حاصل شده، نقاط قوت و ضعف را شناسایی کند و دستگاه های اجرایی نیز برای رفع نقاط ضعف بکوشند.

همچنین مجلس شورای اسلامی می تواند طرحی مبنی بر معافیت مالیاتی بانوان کارآفرین که به تازگی مجموعه ای را راه اندازی کرده اند، ارائه کند. به رسمیت شناختن سازمان های مردم نهاد در کنار دستگاه های دولتی نیز می تواند به کارآفرینی زنان کمک برجسته ای کند. رسانه های جمعی نیز می توانند با افزایش روحیه اعتماد به نفس و خودباوری در میان زنان و کاهش فرهنگ مردسالارانه حرکت جامعه را برای موفقیت در نهضت کارآفرینی تسریع کنند.

 در مجموع باید گفت که افزایش چشمگیر بیکاری در میان گروه های تحصیل کرده، به ویژه زنان، زنگ خطری برای مقامات کشوری به شمار می آید و ضروری است که برای حل این مشکل برنامه ریزی دقیق صورت بگیرد. از این رو دولت باید سیاست های کلان و برنامه های علمی خود را برای بسط روحیه و رفتار کارآفرینانه، آموزش و مشاوره، ایجاد فضای مطلوب کسب و کار برای فعالیت کارآفرینان زن در عرصه های مختلف اقتصادی و اجتماعی پیش بینی کند، همچنین دستگاه های اجرایی نیز باید به تاکیدات برنامه ششم توسعه کشور در حوزه کارآفرینی زنان که بر زمین مانده، جامه عمل بپوشانند.


  افزودن نظر

آخرین تصاویر

آخرین ویدئوها

آخرین یادداشتها